|
.:دلها به یاد خدا آرام میگیرد:. خویشتن را بردار؛ عشق میماند و تو ....
| |||
|
امروز صبح سوار تاکسی ای شدم که قبل از سوار شدن از من خواست روی درب را بخوانم که نوشته بود : با لبخند وارد شوید بعد قانون ماشین را گفت که در این تاکسی صبحانه داده می شود که اگر جلو بنشینی باید لقمه درست کنی لذا اگر سختت است عقب بنشین .
تجربه ای متفاوت و بسیار جالب بود این راننده اسم تاکسی خود را تاکسی شکلاتی گذاشته بود و بی دریغ و کاملاً بی غل و غش و بی تکلف به مردم محبت می کرد و در همان چند دقیقه تا مقصد بین خودش و مسافران یک جریان انرژی مثبت و محبتی ایجاد کرد . در ابتدا یک شکلات به مسافران تعارف می کرد وسپس با برگه ای مسافرانی را که برای اولین بار سوار این تاکسی شده بودند با اهداف و چگونگی کارش آشنا می کرد سپس دو عدد دستکش یکبار مصرف به مسافر جلویی میدادتا برای همه لقمه بگیرد ظاهراً وقت ناهار هم ناهار می دهد . جالب است که نه تنها کرایه را مثل بقیه راننده ها می گیرد بلکه هیچ مبلغ اضافه ای هم نمی گیرد ظاهر تاکسی و خودش و نظافت سفره وادب راننده وخلاصه همه چیز طوریست که با هر روحیه ای وارد می شوی به او اعتماد می کنی و مثبت تر می شوی . در هر حال جاتون خالی صبحانه ای دلپذیر صرف کردم ) بربری تازه با خامه عسل - البته چای هم اختیاری بود( این تجربه زیبا نشان داد هر انسانی میتواند در سطح خودش هدفی متعالی گذاشته و در حد خود بکوشد تا بر دیگران تاثیر مثبت بگذارد .و لزومی ندارد ما همه چیز را با دید منفی نگاه کنیم . کنجکاوی ام باعث شد که در اینترنت سرچ کنم . مطالب جالبی دیدم از آنجا که می دانم هنوز مثل من سلامت و بی غل و غشی موضوع را باود ندارید توصیه می کنم لینک پیوست را مطالعه کنید. باشد که ما هم از این راننده خوب یاد بگیریم .
ادامه مطلب طبقه بندی: راز آفرینش، تفکر مثبت، با دوستان خدا، عرفان و زندگی، حکایتهای شیرین، مفید برای زندگی، راهنمایان جاده نور، [ جمعه 29 اردیبهشت 1391 ] [ 13:33 ] [ بنده خدا 4 ]
درستكارترین مردم جهان، بیشترین احترام را بسوی خود جلب شده می بینند، حتی اگر آماج بیشترین بدرفتاریها و بی حرمتیها قرار گیرند. تنها راه تغییر عادتها، تكرار رفتارهای تازه است. ![]() برای آغاز هر تحول در خود، ابتدا منبع تولید ترس و نفرت را در وجود خود شناسایی و ریشه كن كنید. ![]() از مهم ترین كارهایی كه به عنوان یك آدم بزرگ می توانید انجام دهید اینست كه گهگاه به شادمانی دوران كودكی برگردید. اگر مختارید كه بین حق به جانب بودن و مهربانی یكی را انتخاب كنید، مهربانی را انتخاب كنید. ![]() انتخاب با توست، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان یا بگوئی : خدا به خیر کنه، صبح شده ... ![]() به دل خود مراجعه کنید و نسبت به تمام کسانی که در گذشته از دست آنها ناراحت شده اید احساس محبت نمایید. هر جا ناراحت شدید اقدام به بخشش و عفو نمایید. عفو و گذشت پایه بیداری معنوی است. آنان که به قضاوت زندگی دیگران می نشینند، از این حقیقت غافلند که با صرف نیروی خوددر این زمینه، خویشتن را از آرامش و صفای باطن محروم می کنند. الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی، همدردی کنم بیش از آنکه مرا بفهمند، دیگران را درک کنم پیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم و در مردن است که حیات ابدی می یابیم. طبقه بندی: راز آفرینش، [ چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 ] [ 17:28 ] [ بنده خدا 4 ]
چه زیباست بر سپید و سیاه روزگار لبخند زدن حتی اگر پرهایت بسته باشد ![]() به آسمان بنگر ٬قطره قطره لبخند حمایت می بارد٬ فاصله ی ما تا خدا فقط به اندازه ی باور یک لبخند است ... طبقه بندی: از زلال دل، راز آفرینش، [ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ 01:44 ] [ بنده خدا 4 ]
مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود: پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند. سپس پدر همه را فراخواند و از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف کنند .
پسر اول گفت: درخت زشتی بود، خمیده و در هم پیچیده. پسر دوم گفت: نه.. درختی پوشیده از جوانه بود و پر از امید شکفتن. پسر سوم گفت: نه.. درختی بود سرشار از شکوفه های زیبا و عطرآگین.. و باشکوهترین صحنه ای بود که تابه امروز دیده ام. پسر چهارم گفت: نه!!! درخت بالغی بود پربار از میوه ها.. پر از زندگی و زایش! مرد لبخندی زد و گفت: همه شما درست گفتید، اما هر یک از شما فقط یک فصل از زندگی درخت را دیده اید! شما نمیتوانید درباره یک درخت یا یک انسان براساس یک فصل قضاوت کنید: همه حاصل انچه هستند و لذت، شوق و عشقی که از زندگیشان برمی آید فقط در انتها نمایان میشود، وقتی همه فصلها آمده و رفته باشند! اگر در ” زمستان” تسلیم شوید، امید شکوفایی ” بهار” ، زیبایی “تابستان” و باروری “پاییز” را از کف داده اید! مبادا بگذاری درد و رنج یک فصل زیبایی و شادی تمام فصلهای دیگر را نابود کند! زندگی را فقط با فصلهای دشوارش نبین ؛ در راههای سخت پایداری کن: لحظه های بهتر بالاخره از راه میرسند! طبقه بندی: راز آفرینش، [ سه شنبه 22 فروردین 1391 ] [ 15:16 ] [ بنده خدا 4 ]
ماهْ مرشد ما را بر بالای تپهای بُرد و درختی را
نشانمان داد.
دستهای درخت بالا بود و داشت دعایی میكرد. همه خواب
بودند و تنها او بود كه بیدار بود. برگهای سبزش بوی حق میداد. این درویش سبزپوش اما نامش سرو نیست، نه انار و نه گلابی
و نه گیلاس. نام این درخت، درخت اندوه است و ریشههایش از اشك آب میخورد. او درخت اندوه است میوهاش اما شور و شادی و شكر و
شیرینی. پیرزن رفت و اشكهایش جویی شد به پای درخت اندوه. درخت همچنان ذكر میگفت و دستهایش همچنان رو به آسمان بود كه شاعری آمد و شعرهایش را به پای او ریخت. خاك پای درخت را كند و كند و كند. و كلمههایش را خاك كرد، شعرهایش را و هزار حس فرو خفته و هزار حرف نگفته را. و رفت. درخت اندوه همچنان ذكر میگفت و دستهایش همچنان رو به
آسمان بود كه كودكی آمد، جوجه گنجشكی در دستش بود، مرده. كودك قبر كوچكی كند و از
برگهای درخت اندوه، كفنی برای گنجشك درست كرد. گنجشك را در قبر گذاشت و سنگی بر آن
نیز. سنگی كوچكتر از كف دستهای كوچك. " خانم عرفان نظر آهاری طبقه بندی: راز آفرینش، [ شنبه 27 فروردین 1390 ] [ 08:20 ] [ بنده خدا 4 ]
می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود...
فقط کافیست خوب گوش بسپاری! و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن!
صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام! منبع : سایت کلوب طبقه بندی: لطف خدا، راز آفرینش، عشق الهی، عرفان و زندگی، [ یکشنبه 8 اسفند 1389 ] [ 09:49 ] [ بنده خدا 4 ]
یك مشت دانه گندم، توی پارچهای نمناك خیس خوردند؛ جوانه زدند و سبز شدند. كمی كه بالا آمدند، دورشان را روبانی قرمز گرفت و همسایه سكه و سیب شدند.بشقاب سبزه آبروی سفره هفتسین بود. دانههای گندم خوشحال بودند و خیالشان پر بود از رقص
گندمزارهای طلایی. آنها به پایان قصه فكر میكردند؛ به قرص نانی در سفره
و اشتیاق دستی كه آن را میچیند. نان شدن بزرگترین آرزوی هر دانه گندم
است. قصه سبزی، قصهای كه برای فهمیدنش عمری باید زیست. خانم عرفان نظر آهاری طبقه بندی: راز آفرینش، [ چهارشنبه 4 اسفند 1389 ] [ 08:43 ] [ بنده خدا 4 ]
یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان چندی پیش تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده بود که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و نیز صدای این لفظ، موجب آرامش روحی میشود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور میکند. این پژوهشگر غیرمسلمان هلند طی گفتگویی در این باره گفت: پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که بر روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن میخوانند و یا کلمه "الله" را می شنوند، به این نتیجه رسیدم که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و حتی شنیدن آن، موجب آرامش روحی میشود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور میکند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب میدهد. وی در ادامه افزود: بسیاری از این مسلمان که روی آنان تحقیق میکردم از بیماریهای مختلف روحی و روانی رنج میبردند. من حتی در تحقیقاتم از افراد غیرمسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر «الله» کردم و نتیجه باز هم همان بود.خودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم، زیرا تأثیر آن بر روی افراد افسرده، ناامید و نگران، تأثیری چشمگیر و عجیب بود. این پژوهشگر هلندی همچنین گفت: از نظر پزشکی برایم ثابت شد که حرف الف که کلمه «الله» با آن شروع میشود، از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس میشود، به ویژه اگر تکرار شود و این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی میدهد. حرف لام که حرف دوم «الله» است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان میشود. تکرار شدن این حرکت که در کلمه «الله» تشدید دارد نیزدر تنظیم و ترتیب تنفس تأثیرگذار است. اما حرف هاء حرکتی به ریه میدهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه قلب تأثیر بسیار خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب میشود. به راستی که قرآن کریم در آیهای کریمه میفرماید «الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذكر الله ألا بذكر الله تطمئن القلوب». این خبر آرامش بخش را برای دوستانی که یاد خدا برایشان آرامش بخش است ارسال کنید. با تشکر
طبقه بندی: انس با قرآن، مطالب علمی، راز آفرینش، لطف خدا، [ یکشنبه 3 بهمن 1389 ] [ 18:29 ] [ بنده خدا 15 ]
بار الها شکر تو را به خاطر همه نعمت هایت صد ها هزار مرتبه شکر ه خاطر اینکه برف که نشانه ی رحمت و برکتت است را بر شهر تاریخی اصفهان باراندی خدایا دست شکرانه به درگاهت بلند میکنم و میگویم خداوندا توئی پروردگارم همه از توست یا رب هر چه دارم خدایا ما مردم اصفهان از تو میخواهیم که که رحمت و برکتت به ما ارزانی داری و اصفهان را از خشکسالی حفظ کنی آمین
طبقه بندی: عشق الهی، راز آفرینش، لطف خدا، [ شنبه 25 دی 1389 ] [ 14:22 ] [ بنده خدا 12 ]
یا هو ... اگر مرگ نبود زندگی بی ارزشترین کالا بود,
زیبایی نبود , خوبی هم شاید دکتر علی شریعتی
طبقه بندی: راز آفرینش، [ پنجشنبه 9 دی 1389 ] [ 16:17 ] [ بنده خدا 4 ]
|
|
|
![]() | |
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | |||