(دل آرام گــــــیرد به یـــــاد خـــــدای)


محضر عشق
نظرات |

 

در مكتب عاشقی، ما سر سپردگانیم

در محضر عشق و یار، بر خاك افتادگانیم

در عشق و بت پرستی دلداده باوفاییم

دور از همه بیافتیم، با عشق و باصفاییم

از عشق بودن یار، گل بشكفد دمادم

گر چهره پیر گردد، در دل چو طفل جوانیم

در خانه دل ما، عشق است یاد یاران

گر دور هم بشد یار، نزدیك و اقربانیم

بی باده مست مستیم، با عشق جان جانیم

از عشق بودن عشق، سرمست و لامكانیم

هرگز نمیرود از، یادم خیالت ای عشق

منصور وار چو حلاج، سر بر كف و به داریم

یادت به خاطر آرم، شوقت بدل نشانم

گر تر كنی لبت را، سر بر كف و دوانیم

همساز تو بگشته، ساز دلم ولیكن

در محضرت سكوتیم مانای بینواییم

همچون گل و گلستان سرسبز و با طراوت

هستی و ما به پایت، خاریم و باغبانیم

گر ناله از دل آید، گوشیم ما سراپا

گر پای عشق باشد، عاشقتر از خداییم

از شوق بودن ماه، زهره گرفته نوری

گر بركشی رخت را، بی نور و بی جمالیم

 

(شاعر جوان زهره پروین دخت)

 



:: مرتبط با: جملاتی از عمق وجود... , نامه های من به خدا , راهنمایان جاده نور , عرفان و زندگی , اشعار با صفا , عشق الهی , تفکر مثبت , از زلال دل , درد و دل , هنر ,
نویسنده : بنده خدا 10
تاریخ : چهارشنبه 2 شهریور 1390
زمان : 15:41
تو را دوست داشته ام
نظرات |

 

خدایا!

اگر مرا فردا به دوزخ افکنی فریاد برآورم،

فریاد برآورم که تو را دوست داشته ام،

آیا با دوستان چنین کنند؟

 

 



:: مرتبط با: درد و دل , تفکر مثبت , حرف حساب , عشق الهی , دعا و مناجات , نامه های من به خدا ,
نویسنده : بنده خدا 10
تاریخ : سه شنبه 27 مهر 1389
زمان : 21:58
دعا و نیایش و التماس به خدا
نظرات |

خدایا کاری کن که هنگام نماز
فقط با زبانی که به من دادی ذکرت را نگویم  بلکه با تمام وجودم تو را یاد کنم
کاری کن تمام حواسم موقع نماز به تو باشد و مبادا افکارم منحرف شود  و با تمام وجودم ثنا تو را گویم

بار خدایا به من توفیق عطا کن که کار هایم را با نام تو و با یاد تو آغاز کنم و در تمام عمرم به یادت باشم و از تو غافل نشوم تا شیطان در دلم نفوذ نکند. ای خدای سبحان تو را می جویم و به تو تکیه میکنم مرا حفظ نما از هوا و هوس های جسمانی و دنیوی، و عشق الهی را در وجود این بنده کوچکت بگنجان

الهی آمین

از بنده  ناپاک خدا

به خدای پاکی ها و نور ها



:: مرتبط با: جملاتی از عمق وجود... , نامه های من به خدا , عشق الهی , حرف حساب , از زلال دل ,
نویسنده : بنده خدا 9
تاریخ : شنبه 6 شهریور 1389
زمان : 16:24
خدایا ...
نظرات |

خدایا
چشمانم را می گشایم، دیواری است به بلندای نا امیدی ...
در خود می پیچم و بغض می کنم .
چون درختی شده ام که تبر بر شاخسارش فرو می آورند و نفس در ریشه هایش تنگ می شود ...
خدایا در این دیوار پی روزنم که خویش را از این همه منجلاب فسادی بیرون کشم ...
خدایا دستتت را بر شانه های خسته ام قرار بده ...
ای خدای بزرگ
تویی که به کوه فرمان ایستادن داده ای و به رود فرمان رفتن ...
به پرندگان فرمان پرواز و به ستارگان فرمان درخشیدن داده ای .
به من نیز بیاموز ایستادن و رهایی را ...
پرواز و روشنایی را ...
تا شاخسار شکسته ام را جوانه های امید بشکفد ...
ای خدای بزرگ ...
ای خدای متعال ...
و ای خدای منّان می خواهم یاد بزرگت در تار و پود جانم رسوخ کند ...
آنچنان که باران به درختان می بخشد تا شاخه های بلند به آسمان برسد ...
من درمانده تشنۀ محبّت توام ...
صدایم کن تا حجم این همه فریاد از خاطرم پاک شود ...
تا جز صدای پاک قدسی تو چیزی نشنوم ...
خدایا ...
ای خدای بزرگ و مهربان ...
نگاهم کن تا فراموش کنم این نگاههای بی خورشید و آشفته را ...
و جز چشمان مهربان تو هیچ نبینم ...
می خواهم خالی شوم از هر چه غیر توست ...
از این زمین پر هیاهو که درشب و روزش مردم روح و تن می سپارند ...
خدایا دلم تنگ آرامشی ژرف است، تو را می خوانم ...
دستم را بگیر و خاطر ابریم را به خورشید بسپار ...
و لحظه ای این جان بی قرار را به خویش نگذار ... یا ارحم راحمین ...



:: مرتبط با: دعا و مناجات , عشق الهی , نامه های من به خدا ,
نویسنده : بنده خدا 9
تاریخ : پنجشنبه 31 تیر 1389
زمان : 11:08
دعا و نیایش و التماس به خدا
نظرات |

خدایا کاری کن که هنگام نماز

فقط با زبانی که به من دادی ذکرت را نگویم  بلکه با تمام وجودم تو را یاد کنم

کاری کن تمام حواسم موقع نماز به تو باشد و مبادا افکارم منحرف شود  و با تمام وجودم ثنا تو را گویم

بار خدایا به من توفیق عطا کن که کار هایم را با نام تو و با یاد تو آغاز کنم و در تمام عمرم به یادت باشم و از تو غافل نشوم تا شیطان در دلم نفوذ نکند. ای خدای سبحان تو را می جویم و به تو تکیه میکنم مرا حفظ نما از هوا و هوس های جسمانی و دنیوی، و عشق الهی را در وجود این بنده کوچکت بگنجان

الهی آمین 

از بنده  ناپاک خدا

به خدای پاکی ها و نور ها



:: مرتبط با: جملاتی از عمق وجود... , نامه های من به خدا , دعا و مناجات , عشق الهی , از زلال دل ,
نویسنده : بنده خدا 9
تاریخ : دوشنبه 28 دی 1388
زمان : 23:43
عشق
نظرات |

خدایا شکر!
به خاطر تمام آدمهای خوبی که برایم شناساندی، شکر!
به خاطر آن پرنده ی زیبا، با آن چتری که در گردن داشت، با آن ترکیب رنگ محشری که داشت، شکر!
به خاطر گلهای زیبا، به خاطر مورچه، زنبور، آب، پروانه، ماه، خورشید و به خاطر آن زاغ، شکر!
به خاطر آن شبی که بی اختیار از خواب بیدار شدم، شکر!
به خاطر آن خوابی که دیدم، شکر!
به خاطر موسیقی، شکر!
به خاطر آن گربه که امید و مقاومت را به من نشان داد، شکر!
به خاطر آن همه خوبی، به خاطر آن همه زیباییهایی که نشانم دادی شکر!
به خاطر مادرم که نفسهایش روشنایی بخش زندگی من است و دعای خیرش که همیشه بدرقه ام می کند، شکر!*
به خاطر صبری که می دهی، شکر!
به خاطر بچه های معصوم پاک که در این جا و آنجا بازی میکنند و شاد و خندانند، شکر!
به خاطر معصومیتی که در چهره ی نوزاد وجود دارد، شکر!
به خاطر این صدایی که می آید، شکر!
به خاطر امام حسین (ع) شکر!
به خاطر حضرت زهرا (س) شکر!
به خاطر حضرت علی و نهج بلاغه اش، شکر!
به خاطر قرآن شکر، به خاطر آن روزی که جوابم رو با قرآن دادی، شکر!
به خاطر حضرت محمّد (ص) شکر!
به خاطر حضرت عیسی (ع)، موسی (ع)، نوح (ع)، یوسف (ع)، ابراهیم (ع) و اسماعیل (ع)  و همه ی پیامبران، شکر!
به خاطر نفسهایم که فرو می رود، ممد حیات است و بر می آید مفرّح ذات، شکر!
به خاطر تمام آدمهای خوبی که برایم شناساندی، شکر!
و به خاطر تمام داشته هایم، دیده هایم، شنیده هایم که تو آنها را به من هدیه کردی، نشان دادی و گفتی، شکر!
خدایا، شکر!
شکر...
شکر...
شکر!

*(از همه ی کسانی که مادرشون پیش خداست، معذرت می خوام. دعا می کنم که قرین رحمت خدا باشند.)
- در زندگی همه ی ما اتفاقاتی هست که حضور خدا رو در اونها میشه پر رنگ تر حس کرد ـ یا بهتر بگم، تعلقات ما به دنیا کمتره! ـ شاید اگه بخوایم بابت هر کدوم شکر به درگاه حضرت دوست بذاریم، عمر دوباره ای بخواد. اینها تعداد کمی از اون اتفاق هایی هست که در زندگی من رخ داده، که شاید فقط برای من معنی داره، ولی حتما در زندگی همه هست. شاید همین اشاره های کوچیک، خیلی ها رو یاد یه اتفاق توی زندگیشون بندازه. به هر حال، مهم اینه که ما چشم باز کنیم، مهم اینه که راه درست رو که خدا بهمون نشون می ده، ببینیم. و الّا، هل یستوی الاعمی و البصیر؟


:: مرتبط با: جملاتی از عمق وجود... , نامه های من به خدا , لطف خدا , درد و دل ,
نویسنده : بنده خدا 5
تاریخ : جمعه 25 دی 1388
زمان : 00:48
ستایش و دعا
نظرات |


بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد الله رب العالمین

لک الحمد و الثنا

و لک الفضل و العطا

یا معبود العالمین

و مقصود العارفین

و الرحم الراحمین

سلامک علی الانبیاک

و  اولیائک

یا الهی اعوذ بک

من الشیطان الرجیم

یا الهی فی الآخرۀ احشرنا مع الصالحین

الحمد الله ربک و رب آبائک الاولین

ای معبود من ستایش تنها سزاوار تو است

که پروردگار جهانی و آفریننده چرخ و زمانی  و چرخاننده فصول سالی

از تو میخواهم که افکار بد را در وجودم از بیخ و بن بر کنی و افکار مرا به سوی خودت هدایت کنی

بار الها اعمال بد ، چشم بد و دل بد را در وجودم از ریشه برکن

هم چنین از تو می طلبم مرا از شر نفس و هوا حفظ فرمایی و به نور بِر و تقوی مزین بداری

تو یَفعَلُ ما یَشا و یَحکُمُ ما یُرید هستی

تو مالک یوم دین و صاحب اختیار هستی

تو را می ستایم و تو را شکر میکنم

و سر به آستان پاکت و مقدس ات می نهم

و دعا میکنم :

ای خدای من و مالک من و سید من و مولای من از تو خواهش میکنم اگر صلاح می دانی

با پاکی لا نهایتت ناپاکی های این عبد را پاک نمایی و این بنده نیازمندت را به راه راست هدایت نمایی

آمین یا رب العالمین

از بنده خدا

به خدای پاکی ها و زیبایی ها




:: مرتبط با: جملاتی از عمق وجود... , نامه های من به خدا , دعا و مناجات , عشق الهی , از زلال دل ,
نویسنده : بنده خدا 9
تاریخ : جمعه 11 دی 1388
زمان : 00:40
انشایی در باره ی خدا
نظرات |

كیست كایندم دیده ام مفتون اوست

هـر كه باشد هستی ام مدیون اوست

 

یك روز با پدر و مادرم به كوهستان رفته بودم .من پرندگانی بسیار زیبا ازجمله : مرغ عشق – كنجشك – كبك – كلاغ را دیدم با خودم گفتم  آیا این ها مثل ما انسان ها شكر خدای مهربان خویش را به جا می آورند؟ با خودم گفتم كه صد در صد به همینگونه است ولی برای  اطمینان بیشتر از پدرم سوال كردم او هم نظر من را داشت وا از جهان آفرینش آفریننده ی دانا وتوانای آن با من سخن گفت من هم تصمیم گرفتم وقتی كه به خانه رفتیم انشایی در این مورد بنویسم. ما 2ساعت بعد خانه بازگشتیم و من شروع به نوشتن انشاء كردم.خداوند متعال تمام انسان ها ،‌‌‌  گیاهان ، حیوانات ، پرندگان ، چرندگان ، خزندگان و... را آفریده است و جهان را در اختیار ما قرار داده تا در آن زندگی كنیم  و مغزی به ما داده  تا بویسله آن فكر كنیم و به خدای خویش  و  اسرار جهان پیرامون خود پی بریم كه از هزاران سال پیش كه انسان بوجود آمده  به بسیاری از اسرار جهان پی برده  وبا پیشرفت علم بیشتر از این پی خواهد برد.عقل و هوش داده  تا بتوانیم بوسیله آن درس بخوانیم ، كار بكنیم تا زندگی خوبی داشته باشیم و بتوانیم به هم نوعان خود كمك كنیم . پا داده كه بوسیله آن ورزش كنیم ، را برویم ، بدویم تا بدنی سالم و سلامت داشته باشیم . گوش داده كه سخن های كه سخن های پند آموز پدر- مادر -پدر بزرگ -مادر بزرگ -  معلم – خردمندان  و ..... را بشنویم و آنها را سر لوحه زندگی خود قرار دهیم. زبان داده كه با آن صحبت كنیم ، سوال هایی را كه داریم مطرح كنیم و تجربیات خود را

برای دیگران باز گو كنیم كه آنها هم از وجود ما بهره ببرند . حس لامسه داده كه بتوانیم چیز ها را حس كنیم . چشم داده كه بوسیله آن جهان پیرامون خود را ببینیم و ایمانمان را نسبت به خدای خویش تحكیم كنیم. و در این مخلوقان ما انسان ها را اشرف مخلوقات قرار داده .پس ما باید همیشه و هر جا شكر نعمت  های بی شمار  او باشیم و او را رو زی صد هزار مرتبه شكر و سپاس گوییم . واحكامی كه برایمان تعیین كرده است به آن عمل كنیم  از جمله گوش دادن به سخن های پدر و مادر . چون رضایت آنها برابر رضایت خداست .

انشا الله كه او از ما راضی باشد و همه ی مارا به راه راست هدایت فرماید.

و در پایان دست نیاز به درگاه خداوند یگانه ی خویش بالا كرده و میگویم :

خـدایـا قــدرتی ده تا بدانم كیستــم

مرده ام یا زنده ام در هستی ام یا نیستم

جنبشی دارم بگردم حول و حوش زندگی

میروم جایی كه آنجا باید از پا  ایستم

در كجا و كی ندانم  قاصدم قصدی ندارم

آرزو دارم بدانم كیستـم یـا چیستـم



:: مرتبط با: نامه های من به خدا , عشق الهی ,
نویسنده : بنده خدا 9
تاریخ : جمعه 27 آذر 1388
زمان : 14:11
خدا بذار بچه بمونم که...
نظرات و مطالب ارسالی شما |

الو؟؟... خونه خدا؟؟ خدایا نذار بزرگ شم

الو ... الو... سلام

کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟

مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟

پس چرا کسی جواب نمیده؟

یهو یه صدای مهربون! ..مثل اینکه صدای یه فرشتس .بله با کی کار داری کوچولو؟

خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.

بگو من میشنوم .کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟من با خدا کار دارم ...

هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم .

صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره؟؟؟؟

فرشته ساکت بود .بعد از مکثی نه چندان طولانی:نه خدا خیلی دوستت داره.مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟

بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روی گونه اش غلطید وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگی خدا

باهام حرف بزنه گریه میکنما...

بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت ؛

بگو زیبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو..دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد وگفت:خدا جون خدای مهربون،خدای قشنگم میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...چرا ؟این مخالف تقدیره .چرا دوست نداری بزرگ بشی؟آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟

نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن.

مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم .مگه ما باهم دوست نیستیم؟پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه ؟خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد...

خدا پس از تمام شدن گریه های کودک:آدم ،محبوب ترین مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه...کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت.

کاش همه مثل تو مرا برای خودم ونه برای خودخواهی شان میخواستند .دنیا برای تو کوچک است ...

بیا تا برای همیشه کوچک بمانی وهرگز بزرگ نشوی...

کودک کنار گوشی تلفن،درحالی که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت....


خیلی ممنون از نظرات شما. واقعا لطف دارید. ما نویسندگان تمام تلاشمونو می کنیم تا اینجا بروز باشه ولی بالاخره روزی هم پیش میاد که نشه. اگر خواستید می تونید مطالب خودتونو در قسمت نظرات ارسال کنید تا من یا دوستان دیگه اونارو اینجا بنویسیم.
کنار نمازت واسه منه کنکوری هم دعا کن...



:: مرتبط با: جملاتی از عمق وجود... , نامه های من به خدا , با دوستان خدا , عشق الهی , از زلال دل , لطف خدا , درد و دل ,
:: لینک های مرتبط: منبع ,
نویسنده : بنده خدا 7
تاریخ : دوشنبه 2 آذر 1388
زمان : 10:37
دو دو تا هشت تا!
نظرات |


به خدا می گم سلام؛ میگه صدتا سلام.

به خدا میگم دوستت دارم؛ می گه من عاشقتم.

به خدا می گم اجازه می دی پاتو ببوسم؛ میگه بیا در آغوشم.

به خدا می گم خدا راه رو نشونم بده؛ می گه بیا کولت کنم.

به خدا می گم روزی من رو قطع نکن؛ میگه بیشترم می کنم.

به خدا می گم دستمو بگیر، کمکم کن؛ می گه بیا برسونمت.

به خدا می گم منو می بخشی؛ می گه بخشش که سهله، عوضش ثوابم می دم.

به خدا می گم دو دو تا؛ می گه هشت تا!



:: مرتبط با: درد و دل , لطف خدا , از زلال دل , عشق الهی , نامه های من به خدا , جملاتی از عمق وجود... ,
:: لینک های مرتبط: از وبلاگ خودم ,
نویسنده : بنده خدا 7
تاریخ : یکشنبه 12 مهر 1388
زمان : 19:41
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.