تبلیغات
.:دلها به یاد خدا آرام میگیرد:. - مطالب درد و دل

(دل آرام گــــــیرد به یـــــاد خـــــدای)


دومین روز از ماه رمضان
نظرات |

یه وقتهایی تو زندگی هست که از خدا غافلیم (زیادم هست واسه هممون هم پیش اومده)... اینجور وقتا همش گرفتاریم همش بد میاریم...
یه لحظه بهش فکر کنید... 
تو اینجور مواقع شاید ندونیم چرا اینجوری میشه... چرا هرچی اتفاق بده واسه من میفته ؟ چرا هرکاریم می کنم بازم از هیچی راضی نیستم ؟ 

وقتهاییم هست که با خداییم... به فکر خداییم... بهش نزدیکیم... به رحمت و مهربونیش امید داریم....
بازم بهش فکر کنید... 
اون وقته که همه چی خوبه... اصلا" مهم نیست قبلا" چه جور آدمی بودیم... مهم نیست فقیر بودیم یا ثروتمند... گناه کار بودیم یا بی گناه...خوب بودیم یا بد... از زندگیمون راضی بودیم یا نه... از عملکرد خودمون راضی بودیم یا نه.... هیچی مهم نیست... اون موقع همه چی خوب میشه... حتی اگر اتفاق بدی هم بیفته ما آرامشمون رو حفظ می کنیم... استرس نداریم... همش آرامشه... میدونیم که از پس همه چی برمیایم .... چون میدونیم یه قدرت فوق العاده همیشه همراهمونه... دوسمون داره... اگه چیزی رو ته دل ازش بخوایم حتما برآورده میشه... اگه هم نشه دو حالت داره : یا از ته دل ازش نخواستیم... یا اون چیزی که میخوایم به نفعمون نیست... به صلاحمون نیست...

اگه این دو حالت رو با هم مقایسه کنیم میفهمیم که چرا میگن باخدا بودن راحت تره؟؟؟

من اصلا" آدم با خدایی نیستم... ولی امیدوارم هممون از جمله خودم همیشه راحت و با خدا زندگی کنیم و به اون آرامشی که میخوایم برسیم... 


نماز و روزه هاتون قبول....




:: مرتبط با: درد و دل ,
نویسنده : بنده خدا 14
تاریخ : چهارشنبه 19 خرداد 1395
زمان : 14:44
بیسکوییت!!
نظرات |


یادمه هشت سالم بود
یه روز از طرف مدرسه بُردنمون کارخونه تولید بیسکوییت!
ما رو به صف کردن و بردنمون تو کارخونه ، که خط تولید بیسکویت رو ببینیم
وقتی به قسمتی رسیدیم که دستگاه بیسکویت می داد بیرون
خیلی از بچه ها از صف زدن بیرون و بیسکویتایی که از دستگاه میزد بیرون رو ورداشتن و خوردن
من رو حساب تربیتی که شده بودم میدونستم که اونا دارن کار اشتباه و زشتی میکنن
واسه همین تو صف موندم
ولی آخرش اونا بیسکویت خورده بودن و منی که قواعدو رعایت کردم هیچی نصیبم نشده بود
الان پنجاه سالمه، اون روز گذشت ولی تجربه اون روز بارها و بارها تو زندگیم تکرار شد!
خیلی جاها سعی کردم که آدم باشم و یه سری چیزا رو رعایت کنم
ولی در نهایت من چیزی ندارم و اونایی که واسه رسیدن به هدفشون خیلی چیزا رو زیر پا میذارن از بیسکوییتای تو دستشون لذت میبرن
از همون موقع تا الان یکی از سوالای بزرگ زندگیم این بوده و هست که خوب بودن و خوب موندن مهمتره یا رسیدن به بیسکوییتای زندگی؟
اونم واسه مردمی که تو و شخصیتت رو با بیسکوییتای توی دستت میسنجند!

پرویز پرستویی



این متن، متن ناراحت کننده و در عین حال قابل تاملی هست... ازتون عذر خواهی میکنم اگر ناراحت شدید... امیدوارم اکثر آدما به بیسکوییتای زندگی فکر نکنن و خوب بودن رو ترجیح بدن. . . 


:: مرتبط با: درد و دل ,
نویسنده : بنده خدا 14
تاریخ : جمعه 21 اسفند 1394
زمان : 11:35
عشق...
نظرات |

خوب بودن خود را منوط به خوب بودن دیگران نکن!
و بد بودن خود را  به علت بد بودن دیگران توجیه نکن!
ما آیینه نیستیم ، انسانیم!
مشک را گفتند :
تو را یک عیب هست،
با هرکه نشینی
از بوی خوشت به او دهی.
گفت:
زیرا که ننگرم با کی ام!
به آن بنگرم که من کی ام!

هیچوقت بابت عشق هایی که
نثار کسانی کردید و
بعدها به این نتیجه رسیدید ، 
کوچکترین  ارزشی
برای عشق شما قائل نبودند،
ذره ای افسوس نخورید.

شما آن چیزی که
باید به زندگی ببخشید،
بخشیدید.
و چه چیزی زیبا تر از عشق!
عشق تماما" انرژیست و 
در کائنات ماندگار خواهد بود.





:: مرتبط با: درد و دل , مفید برای زندگی ,
نویسنده : بنده خدا 14
تاریخ : دوشنبه 20 مهر 1394
زمان : 17:22
.....
نظرات |

خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم
چقد دلم تنگ شده بود
عجب خاطراتی دارم اینجا........
حس خوب پرواز.....

خدایا خودتم میدونی که هر وقت درمونده میشم میام پیشت. 
میام چون فقط حرفامو میتونم به تو بگم.
خدایا چرا اینطوری میشه؟ چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میدونم چشم ازم برنمیداری. خدایا داری امتحانم میکنی؟ من کم میارم
من داغون میشم. تو منو میشناسی. من خیلی زود میشکنم.

خدایا یه راهی........
یه راهی......
به پات میفتم خدا    یه راهی........




:: مرتبط با: درد و دل ,
نویسنده : بنده خدا 2
تاریخ : شنبه 23 خرداد 1394
زمان : 23:29
یا عزیز
نویسنده : بنده خدا 1
تاریخ : چهارشنبه 20 خرداد 1394
زمان : 20:28
تغییر
نظرات |


بنام خداوند مهربان 

شاید كه عمل كنیم:
تفاوت كشورهای ثروتمند و فقیر، تفاوت قدمت آنها نیست.
برای مثال كشور مصر بیش از 3000 سال تاریخ مكتوب دارد و فقیر است!
اما كشورهای جدیدی مانند كانادا، نیوزیلند، استرالیا كه 150 سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند، اكنون كشورهایی توسعه‌یافته و ثروتمند هستند.
تفاوت كشورهای فقیر و ثروتمند در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست.

ژاپن كشوری است كه سرزمین بسیار محدودی دارد كه 80 درصد آن كوه‌هایی است كه مناسب كشاورزی و دامداری نیست اما دومین اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمریكا را دارد. این كشور مانند یك كارخانه پهناور و شناوری می‌باشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پیشرفته صادر می‌كند.

مثال بعدی سویس است.
كشوری كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمی‌آید اما بهترین شكلات‌های جهان را تولید و صادر می‌كند. در سرزمین كوچك و سرد سویس كه تنها در چهار ماه سال می‌توان كشاورزی و دامداری انجام داد، بهترین لبنیات (پنیر) دنیا تولید می‌شود.
سویس كشوری است كه به امنیت، نظم و سختكوشی مشهور است و به همین خاطر به گاوصندوق دنیا مشهور شده‌است (بانك‌های سویس).

افراد تحصیل‌کرده‌ای كه از كشورهای ثروتمند با همتایان خود در كشورهای فقیر برخورد دارند برای ما مشخص می‌كنند كه سطح هوش و فهم نیز تفاوت قابل توجهی در این میان ندارد.

نژاد و رنگ پوست نیز مهم نیستند. زیرا مهاجرانی كه در كشور خود برچسب تنبلی می‌گیرند، در كشورهای اروپایی به نیروهای مولد تبدیل می‌شوند.

پس تفاوت در چیست؟
تفاوت در رفتارهای است كه در طول سال‌ها فرهنگ و دانش نام گرفته است. 
وقتی كه رفتارهای مردم كشورهای پیشرفته و ثروتمند را تحلیل می‌كنیم، متوجه می‌شویم كه اكثریت غالب آنها از اصول زیر در زندگی خود پیروی می‌كنند: 

1. اخلاق به عنوان اصل پایه
2. وحدت
3. مسئولیت پذیری
4. احترام به قانون و مقررات
5. احترام به حقوق شهروندان دیگر
6. عشق به كار
7. تحمل سختی‌ها به منظور سرمایه‌گذاری روی آینده
8. میل به ارائه كارهای برتر و فوق‌العاده
9. نظم‌پذیری

اما در كشورهای فقیر تنها عده قلیلی از مردم از این اصول پیروی می‌كنند.
ما ایرانیان فقیر هستیم نه به این خاطر كه منابع طبیعی نداریم یا اینكه طبیعت نسبت به ما بیرحم بوده‌است.

ما فقیر هستیم برای اینكه رفتارمان چنین سبب شده‌است.  
ما برای آموختن و رعایت اصول فوق كه (توسط كشورهای پیشرفته شناسایی شده است) فاقد اهتمام لازم هستیم.

اگر شما این متن را برای دیگران نفرستید:
اتفاقی برای شما نمی‌افتد،
گربه شما نمی‌میرد، 
از محل كارتان اخراج نمی‌شوید، 
هفت سال بدبختی بر سرتان آوار نمی‌شود 
و مریض هم نخواهید شد.
اما اگر میهن خود را دوست دارید،
این پیغام را به گردش بیاندازید تا شاید تعداد بیشتری از هموطنانمان مانند شما آن را بفهمند، تغییر كرده و عمل كنند.
و مطمئن باشید تا خودمان فکری به حال خودمان نکنیم کسی فکری به حالمان نخواهد کرد و این وضعیت تا ابد ادامه خواهد داشت

انّ الله لا یُغیِّرُ ما بقوم حتّی یغیّرو ما بانفسهم
خداوند سرنوشت هیچ قومی و «ملّتی» را تغییر نمی دهد مگر آنكه آنها خود تغییر دهند


:: مرتبط با: مفید برای زندگی , با دوستان خدا , حرف حساب , تفکر مثبت , لطف خدا , درد و دل ,
نویسنده : بنده خدا 1
تاریخ : دوشنبه 16 بهمن 1391
زمان : 17:55
دلنوشت
نظرات |

بنام خدایی که رحمتش بزرگتر از گناهان ماست


 ما گناه کردیم و خدا نگریست ،ما توبه کردیم و خدا پذیرفت ،ما خواندیم او اجابت کرد و باز...
 من همان بنده ناسپاس دروغ پردازی هستم که متکبرانه بر گناه خود اصرار ورزیدم و خطاب آمد :
وای بر هر دروغ پرداز گناه پیشه ،که آیات خدا را که پیوسته بر او خوانده می شود ،می شنود سپس در حال تکبر اصرار می ورزد گویی که آنها را نشنیده !پس او را به عذابی دردناک بشارت ده
و وای بر ما دروغ پردازان که براستی صفتی ست برازنده ی ما .این ما هستیم که به دروغ می خوانیمش به دروغ توبه می کنیم و به دروغ طلب غفران داریمر. فقط نمی دانم به که دروغ می گوییم ؟ به خدایی که آگاه به اسرار آشکار و نهان است یا به خود؟
و وای بر ما کوردلان،که اگر چشم دل داشتیم آیات الهی را به نظاره می نشستیم و در میافتیم که این آیات گویی تنها برای ما حادث شده است و نه غیر.
و وای بر ما متکبران که تکبر ما نه از روی داشته های خود بلکه از رحمانیت خدایی است که مشتاق تر از ما برای بازگشت به سوی خود، صمد بی همتا،ست.
و ناگهان خوف بر من غالب شد ،نه از غذاب جهنم و نه محروم شدن از نعمات بهشتی و نه از دوری خدا بلکه از برای تهی گشتن در دنیا، از کف  دادن داشته ها و حصول نداشته ها. 
و وای بر ما که معنی عذابی که عین رحمانیت است را نفهمیدیم و ترسیدیم،ترسیدیم از برای ....
پس توبه کردیم اما نه توبه نصوح و نه از ته دل و نه برای بازگشت.توبه کردیم چون خوف داشتیم از برای...
و چون رحمتی رسید و خدایمان اجابتمان کرد  آنگاه سرمستانه از خدایی دور شدیم که ما را می خواند ؛نه از برای خود بلکه تا به ما نوری دهد تا ببینیم راه را ،تا بچشیم طعم آرامش را ،وتا بفهمیم زیستن واقعی از برای چیست.
 و چه شرین گفت خدای ما:
و چون مردم را سختی و زیانی برسد پروردگار خود را در حالی که به سویش انابه و بازگشت دارند می خوانند ،سپس چون از جانب خود رحمتی به آنها بچشاند به ناگاه گروهی از آنها به پروردگارشان شرک می ورزند.
 ما گناه کردیم و خدا نگریست ،ما توبه کردیم و خدا پذیرفت ،ما خواندیم او اجابت کرد و ما به پروردگارمان شرک ورزیدیم و خالق ما مشتاقانه در انتظار بازگشت ماست.
خدایا خداوندا به رحمانیتت قسم می دهم تا مرا ببخشی و توبه مرا بپذیری توبه ای نصوح توبه ای که ناسپاسی در پی آن نباشد توبه ای که شرک نقطه آغاز نباشد.
خدایا خداوندا به توابییتت قسمت می دهم  تاکه کمکم کنی قدم در راهی نگذارم که رضای تو در آن نباشد.
خدایا خداوندا به قادریتت قسمت میدهمم که اگر جز تو خواستم بر من نبخشایی تا بدانم تجارتی سودمند تر از این نیست.
به امید آن لحظه که به سوی تو بازگشت کنم،بازگشتی بازگشت ناپذیر.
انشاا...
بیست و نهم دی ماه 1391
ارسالی از آقای امید مددیان



:: مرتبط با: مطالب ارسالی خوانندگان , توبه آغوش رحمت خداوند , مفید برای زندگی , با دوستان خدا , عشق الهی , حرف حساب , از زلال دل , لطف خدا , درد و دل ,
نویسنده : بنده خدا 1
تاریخ : دوشنبه 2 بهمن 1391
زمان : 20:03
خداوندا !
نظرات |


خداوندا

من از تنهایی و برگ ریزان پاییز، من از سردی زمستان

من از تنهایی و دنیای بی تو میترسم

 

خداوندا

... من از دوستان بی مقدار، من از همراهان بی احساس

من از نارفیقی های این دنیا میترسم

 

خداوندا

من از احساس بیهوده بودن، من از چون حباب آب بودن

من از ماندن چو مرداب میترسم

 

خداوندا

من از مرگ محبت ،من از اعدام احساس به دست دوستان دور یا نزدیك میترسم

 

خداوندا

من از ماندن میترسم ،من از رفتن میترسم

 

خداوندا

من از خود نیز میترسم

 

خداوندا پناهم ده




:: مرتبط با: از زلال دل , درد و دل , عشق الهی , دعا و مناجات ,
نویسنده : بنده خدا 4
تاریخ : جمعه 9 تیر 1391
زمان : 20:52
خلقت انسان
نظرات |

سالها پیش از این
زیر یک سنگ گوشه ای از زمین
من فقط یک کمی خاک بودم همین
یک کمی خاک که دعایش

پر زدن آن سوی پرده آسمان بود
آرزویش همیشه
دیدن آخرین قله کهکشان بود


خاک هر شب دعا کرد
از ته دل خدا را صدا کرد
یک شب آخر دعاهایش اثر کرد
یک فرشته تمام زمین را خبر کرد
و خدا تکه ای خاک برداشت
آسمان را در آن کاشت
خاک را
توی دست خود ورز داد
روح خود را به او قرض داد
خاک توی دست خدا نور شد
پر گرفت از زمین دور شد
راستی
من همان خاک خوشبخت
من همان نور هستم
پس چرا گاهی اوقات
این همه از خدا دور هستم؟


نویسنده : خانم عرفان نظر آهاری


:: مرتبط با: درد و دل ,
نویسنده : بنده خدا 4
تاریخ : جمعه 15 اردیبهشت 1391
زمان : 14:28
زلال دل
نظرات |

خدای مهربانی‌های بی‌بهانه،
همیشه جایی در حوالی دلتنگی‌های من،
جاری می‌شوی...
جاری می‌شوی در ابریِ چشمانم،
و می‌باری آنقدر تا زلال شوم،
می‌باری آنقدر که آسمانی شود هوای دلم،
آنقدر که با همه روحم حس کنم
داشتنِ تــــو
می‌ارزد به همه‌ی نداشتن‌های دنیا،
می‌ارزد...


:: مرتبط با: از زلال دل , لطف خدا , درد و دل ,
نویسنده : بنده خدا 1
تاریخ : جمعه 21 بهمن 1390
زمان : 20:51
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.