(دل آرام گــــــیرد به یـــــاد خـــــدای)


کاش بشود
نظرات |


کاش می شد خنده را تدریس کرد 

کارگاه خوشدلی تاًسیس کرد

کاش می شد عشق را تعلیم داد 

ناامیدان را امید و بیم داد

شاد بود و شادمانی را ستود 

با نشاط دیگران ، دلشاد بود

کاش می شد دشمنی را سر برید

دوستی را مثل شربت سر کشید

دشمن بی رحمی و اجحاف بود 

دوستدار نیکی و انصاف بود

کاش می شد پشت پا زد بر غرور

دور شد از خود پسندی، دور دور

با صفا و یکدل و آزاده بود 

مثل شبنم بی ریا و ساده بود

از دو رنگی و ریا پرهیز کرد

کینه را در سینه حلق آویز کرد

کاش می شد ساده و آزاد زیست

در جهانی خرم و آباد زیست


:: مرتبط با: اشعار با صفا ,
نویسنده : بنده خدا 4
تاریخ : یکشنبه 23 آبان 1395
زمان : 07:17
رسیده ام به خدا
نظرات |


رسیده ام به خدایـی کــه اقتباسی نیست

شریعتی که در آن حکم ها قیاسی نیست

خدا کســــی است کـــه باید بــــه دیدنش بروی

خدا کسی که از آن سخت می هراسی نیست

به عیب پوشی و بخشایش خدا سوگند

خطا نکردن ما غیـــــر ناسپاسی نیست

به فکر هیـچ کسی جز خودت مباش ای دل

که خودشناسی تو جز خداشناسی نیست

دل از سیاست اهل ریـــا بکن، خود باش

هوای مملکت عاشقان سیاسی نیست...


:: مرتبط با: اشعار با صفا ,
نویسنده : بنده خدا 4
تاریخ : دوشنبه 25 مرداد 1395
زمان : 07:20
باران که شدى
نظرات |

باران که شدى مپرس ، این خانه ى کیست

سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست..

باران که شدى، پیاله ها را نشمار...

جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست...

باران ! تو که از پیش خدا مى آیی

توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست...

بر درگه او چونکه بیفتند به خاک

شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست

با سوره ى دل ، اگر خدارا خواندى

حمد و فلق و نعره ى مستانه یکیست

این بى خردان،خویش ، خدا مى دانند

اینجا سند و قصه و افسانه یکیست

از قدرت حق ، هرچه گرفتند به کار

در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست

گر درک کنى خودت خدا را بینى

درکش نکنى , کعبه و بتخانه یکیست.




:: مرتبط با: اشعار با صفا ,
نویسنده : بنده خدا 4
تاریخ : یکشنبه 9 اسفند 1394
زمان : 08:23
تا خدا هست...
نظرات |


نه تو می مانی
نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه، نه، آیینه به تو خیره شده است
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض
آه از آیینه ی دنیا که چه ها خواهد کرد
گنجه ی دیروزت
پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف!
بسته های فردا، همه ای کاش ای کاش...
ظرف این لحظه ولیکن خالیست
ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود
غم که از راه رسید
در این سینه بر او باز مکن
تا خدا یک رگ گردن باقیست
تا خدا هست،
به غم وعده این خانه مده...

"كیوان شاهبداغی"




:: مرتبط با: اشعار با صفا ,
نویسنده : بنده خدا 14
تاریخ : پنجشنبه 29 بهمن 1394
زمان : 12:13
...
نظرات |

ما در ره عشق تو اسیران بلاییم

کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم

بر ما نظری کن که در این شهر غریبیم

بر ما کرمی کن که در این شهر گداییم

زهدی نه که در کنج مناجات نشینیم

وجدی نه که در گرد خرابات برآییم




:: مرتبط با: اشعار با صفا ,
نویسنده : بنده خدا 4
تاریخ : چهارشنبه 21 بهمن 1394
زمان : 08:00
موسی و شبان
نظرات |

دید موسی یک شبانی را به راه........کو همی گفت ای خدا و ای اله 

تو  کجائی تا شوم من چاکرت؟...........چارقت دوزم ،کنم شانه سرت؟

دستکت بوسم  ، بمالم پایکت............وقت خواب آید  ،  بروبم جایکت 

ای خدای من ،فدایت جان من............جمله فرزندان و خان و مان من

ای فدای تو همه بزهای  من............ای به یادت هی هی و هیهای من

گر تو را بیمارئی آید به . پیش .......من توراغمخوارباشم همچوخویش

گفت موسی:حال خیره سرشدی!........خودمسلمان ناشده کافرشدی!

این چه ژاژاست وچه کفرست وفشار.....پنبه ای اندردهان خودفشار!

گفت:موسی،دهانم دوختی.....................از پشیمانی تو جانم سوختی

جامه را بدرید و آهی کرد تفت...................سر نهاد اندربیابان و برفت

وحی آمدسوی موسی ازخدا :  ...................بنده ما را زما کردی جدا

تو برای وصل کردن آمدی.........................نی برای فصل کردن آمدی

ما برون را ننگریم و قال را........................مادرون را بنگریم و حال را

ملت عشق ازهمه دینهاجداست.......عاشقان راملت ومذهب خداست

لعل راگرمهرنبود،باک نیست...........عشق دردریای غم غمناک نیست

چونکه موسی این عتاب ازحق شنید.........دربیابان، درپی چوپان دوید

برنشان پاک آن سرگشته راند.........................گرد از پربیابان برفشاند

عاقبت دریافت و او را بدید................گفت مژده ده که دستوری رسید

هیچ آداب و ترتیبی مجوی.................هرچه میخواهد دل تنگت، بگوی




:: مرتبط با: اشعار با صفا ,
نویسنده : بنده خدا 14
تاریخ : جمعه 15 آبان 1394
زمان : 11:50
شعر زیبایی از حافظ
نظرات |

بنام خداوند دستگیر


غلام نرگس مست تو تاجدارانند
خراب باده لعل تو هوشیارانند

تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز
و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند

ز زیر زلف دوتا چون گذر کنی بنگر
که از یمین و یسارت چه سوگوارانند

گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببین
که از تطاول زلفت چه بی‌قرارانند

نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو
که مستحق کرامت گناهکارانند

نه من بر آن گل عارض غزل سرایم و بس
که عندلیب تو از هر طرف هزارانند

تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من
پیاده می‌روم و همرهان سوارانند

بیا به میکده و چهره ارغوانی کن
مرو به صومعه کان جا سیاه کارانند

خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد
که بستگان کمند تو رستگارانند



:: مرتبط با: راهنمایان جاده نور , اشعار با صفا , عشق الهی ,
نویسنده : بنده خدا 1
تاریخ : چهارشنبه 20 خرداد 1394
زمان : 02:05
خدا
نظرات |

"خدا"درگل،خدا،،درآب ورنگست

:: مرتبط با: عشق الهی , اشعار با صفا ,
نویسنده : بنده خدا 1
تاریخ : چهارشنبه 13 خرداد 1394
زمان : 20:43
همبستگی
نظرات |

ظرفیت های تقویت همبستگی اجتماعی

در فروبسته ترین دشواری

در گرانبارترین نومیدی،


بارها بر سر خود بانگ زدم: "هیچت ار نیست مخور خون جگر،

دست که هست"!

بیستون را یاد آور،

دستهایت را بسپار به کار،

کوه را چون پرِ کاه از سر راهت بردار!

و چه نیروی شگفت انگیزیست،

دست هایی که به هم پیوسته ست!

فریدون مشیری


:: مرتبط با: اشعار با صفا ,
نویسنده : بنده خدا 4
تاریخ : شنبه 8 شهریور 1393
زمان : 07:26
شعری بخوان، سازی بزن، جامی بگردان
نظرات |



منشین چنین زار و حزین چون روی زردان
شعری بخوان، سازی بزن، جامی بگردان

ره دور و فرصت دیر اما شوق دیدار
منزل به منزل می‌رود با رهنوردان

من بر همان عهدم که با زلف تو بستم
پیمان شکستن نیست در آیین مردان

گر رهرو عشقی تو پاس ره نگهدار
بالله که بیزار است ره زین هرزه گردان

صد دوزخ اینجا بفسرَد آری عجب نیست
گر درنگیرد آتشت با سینه سردان

آن کو به دل دردی ندارد آدمی نیست
بیزارم از بازارِ این بی هیچ دردان

آری هنر بی عیب حرمان نیست لیکن
محروم‌تر برگشتم از پیش هنردان!

با تلخکامی صبر کن ای جان شیرین
دانی که دنیا زهر دارد در شکردان

گردن رها کن سایه از بند تعلق
تا وارهی از چنبر این چرخ گردان!

"هوشنگ ابتهاج"


:: مرتبط با: اشعار با صفا ,
نویسنده : بنده خدا 4
تاریخ : دوشنبه 27 مرداد 1393
زمان : 10:33
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.