تبلیغات
.:دلها به یاد خدا آرام میگیرد:. - مطالب درد و دل با امام زمان(عج)

(دل آرام گــــــیرد به یـــــاد خـــــدای)


میلاد نور مبارک
نظرات |

بمناسبت دلتنگیهامان با امام زمانمان و به بهانه میلادش تقدیم به دوستداران امام مهربان:

آقا اجازه! خسته ام از اینهمه فریب
از های و هوی مردم این شهر نانجیب
آقا اجازه! گندم و حوا بهانه بود!
آدم نمی شوند...! بیا: ماجرای سیب..

و باز برای اویی که ورای دیگران است:

آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان!
قبل از هجوم سرزنش و حرف دیگران

آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان
دیگر نمی دهد به دلم روی خوش نشان!

قصدم گلایه نیست، اجازه! نه به خدا!
»اصلا به این نوشته بگویید «داستان

من خسته ام فقط از «خاک»، از زمین
از طعنه های «آتش» و از آخرالزمان!

آقا اجازه! سیر شد از ما خدای عشق
از بس به جای داغ تو خوردیم حرص نان!

آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کویر
باران بگو که باز ببارد از آسمان

اهل بهشت یا که جهنم؟ خودت بگو؟
! آقا اجازه هست؟! نه در این و نه در آن

«یک پای در جهنم و یک پای در بهشت»
در زیر دستهای نجیبت بده امان!

آقا اجازه................................!
...........................................!

باشد! صبور می شوم اما تو لا اقل
دستی برای من بده از دورها تکان...
سروده:خانم دكتر عباسلو
ارسالی از :بهاره خانوم
 

:: مرتبط با: درد و دل با امام زمان(عج) , با دوستان خدا , عرض تبریک , از زلال دل , عمومی ,
نویسنده : بنده خدا 1
تاریخ : شنبه 25 تیر 1390
زمان : 23:23
نامه یک مادر به امام زمان(عج)
نظرات |

سلام امام زمان
منم فرشته بنده گنهكار خدا.هروقت مشكلی ودردی دارم رو به خدا وشماها میارم.امام زمان امیرضام میشناسی امیررضام 5 سالشه یعنی تازه 5 سالش شده.امیررضام دیدی كه چقدر خوشگل وزیباست امام زمان اینهم می دونی كه امیرضام دوساله كه حرف نیم زنه شبها نمی خوابه غذا كم می خوره نمی دونم چشه.امام زمان خیلی بنده بدی ام.امروز به آخر خط رسیدم دارم بال بال می زنم نمیدونم كجا برم ولی امام زمان می دونم كه جز درگاه شما امامان معصوم جایی ندارم برم.امام زمان امیررضام یك هفته اس كه بی قراره می دوه گریه می كنه غذا نمی خوره امام زمان می دونی امیررضام نمی تونه بگه چشه امام زمان می دونه كه امیررضام بیمه امام رضاست می دونی كه من 4 سال مهمون پدرت امام رضا بودم.من مادر گنهكارم كه نماز نمی خونم بچه ام بجای من تنبیه نكنید بچه ام شفاش بدین بذارید بچه ام خواب آروم داشته باشته بذارید كه پسرم شبها وقتی سرش رو بالش می ذاره می خوابه یعنی فوری می خوابه نه اینكه اینقدر اعصابم رو خرد كنه كه مجبور بشم بزنشم الهی دست مادرش بشكنه امام زمان بحق آبروی مادرت بحق آبروی امام حسین تو همین ماه عزیر شفاش بده امام زمان مطئمنم كه معچجزه ای میشه اونم تو همین ماه عزیز امام زمان به چی قسمت بده به سر شكسته وخو ن آلود پدرت علی به آبروی فاطمه به تولد امام حسن كمكم كن شفای پسرم رو از تو می خوام آقا بدار پسرم بیاد جمكران بیاد تو راه امام حسین وقتی محرم میشه اونم زنجیر بزنه اون طبل وسنج بزنه اونم سینه بزنه خدایا كمكش كن به آبروی امام زمان .امام زمان امیدماول به خدا ودوم به شما آقاست.امروز خیلی داغونم سركار نشستم وبی قرار سرم داره از درد می تركه نمی دونم چكار كنم .خدایا كمك كنم وصبر وتحمل بهم بده.آقاجون این دردل یك مادر یك مادر عاجز وازهمه جا رانده فقط به زیبایی وكم سن وسالی پسرم رحم كنید


پاورقی:
این نامه رو مادر عزیزی در کامنتهای وبلاگ نوشته بود که من رو دگرگون کرد.در این شبهای عزیز هم امیر رضا و هم عزیزانی مثل امیر رضا رو دعا کنیم انشاالله امام زمان به خاطر احترام مادرش فاطمه زهرا شفای همه مریضا رو از خدا بگیره. آمین



:: مرتبط با: درد و دل , از زلال دل , درد و دل با امام زمان(عج) , جملاتی از عمق وجود... , با امامان معصوم (ع) , با دوستان خدا , دعا و مناجات ,
نویسنده : بنده خدا 1
تاریخ : دوشنبه 2 شهریور 1388
زمان : 01:30
....
نظرات |

دلم انگاری گرفته، قد بغض یاکریما



عصر جمعه توی ایوون، می شینم مثل قدیما



تو دلم میگم آقا جون تو مرادی، من مریدم



من به اندازه ی وسعم، طعم عشقتو چشیدم



"کاشکی از قطره ی اشکت کمی آبرو بگیرم



یعنی تو چشمه ی چشمات تو نگات وضو بگیرم"



برای لحظه ی دیدار از قدیما نقشه داشتم



یه دونه هدیه ی نا چیز واسه تو کنار گذاشتم



یادمه یکی بهم گفت، هر کی تنهاس توی دنیا



یه دونه نامه ی خوش خط بنویسه واسه آقا



کاغذ نامه رو بعدش توی رود خونه بریزه



بنویسه واسه مولاش :




"خاطرت خیلی عزیزه"


:: مرتبط با: جملاتی از عمق وجود... , درد و دل با امام زمان(عج) ,
نویسنده : بنده خدا 8
تاریخ : شنبه 17 مرداد 1388
زمان : 18:52
نامه ی شهیده راضیه کشاورز به آقا امام زمان(عج)
نظرات |

نشانی گیرنده: نمی دانم کجایی یا مهدی؟! شاید در دلم باشی و یا شاید من از تو دورم. کوچه انتظار، پلاک یا مهدی،



به نام خداوند بخشنده و مهربان



سلام من به یوسف گمگشته دل زهرا و گل خوشبوی گلستان انتظار

ای دریای بیکران، آفتاب روشنی بخش زندگی من که از تلالو چشمانت که همانند خورشید صبحدم از درون پنجره های دلم عبور می کند و دل تاریک و سیاه مرا نورانی می کند.

تو کلید در تنهایی من! من تو را محتاجم.

بیا ای انتظار شب های بی پایان، بیا ای الهه ناز من، که من از نبودن تو هیچ و پوچم. بیا و مرا صدا کن. دستهایم را بگیر و بلند کن مرا. مرا با خود به دشت پر گل اقاقیا ببر. بیا و قدم های مبارکت را به روی چشمانم بگذار. صدایم کن و زمزمه دل نواز صدایت را در گوش هایم گذرا کن، من فدای صدایت باشم. چشمان انتظار کشیده من هر جمعه به یادت اشک می ریزند و پاهایم سست می شوند تا به مهدیه نزدیک خانه مان می روم و اشک هایم هر جمعه صفحات دعای ندبه را خیس می کند. من آنها را جلو پنجره اتاقم می گذارم تا بخار شود و به دیدار خدا برود. به امید روزی که شمشیرم با شما بالا رود و بر سر دشمنانتان فرود آید.

یا مهدی ادرکنی عجل علی ظهورک

دوستدار عاشقانه شما راضیه

منبع: http://www.mehrschool.com/forum/viewtopic.php?f=78&t=372

:: مرتبط با: درد و دل با امام زمان(عج) ,
نویسنده : بنده خدا 8
تاریخ : پنجشنبه 10 اردیبهشت 1388
زمان : 05:42
ظهور..
نظرات |

  ثانیه ها را عبور می کنم و دقایق را مرور. تا ساعتی از انتظار سبز را ورق

می زنم ای ناب ترین غزل و ای روشن ترین حضور!!

چگونه باور کنم که در این هیاهوی حیله و ریا قلبم به یاد تو نتپد؟

ای باغبان گل های معنویت ای کوکب هدایت!

ای بهاری ترین نسیم!

ایا میشود روزی گرمای حضورت را حس کنم؟

ایا ان روز زنده خواهم بود؟

هر ادینه بوی ندبه صدای اشک یاد فرج و دستان مشتاقت خسته تر

از روزهای دیگر به سمت خدا قد می کشد تا سبد هاشان لبریز از میوه

ظهور شود!!!



:: مرتبط با: درد و دل با امام زمان(عج) ,
نویسنده : بنده خدا 3
تاریخ : پنجشنبه 24 آبان 1386
زمان : 01:11
پیاده تا تو...
نظرات |

چهل شب چهار شنبه هر هفته

هر ماه!

هر سال - در هر حال-

کفش هایم هم که نبودند راه افتاده ام!

پیاده تا تو

تا جمکران چشمهایت

راهی نیست!



:: مرتبط با: درد و دل با امام زمان(عج) ,
نویسنده : بنده خدا 3
تاریخ : سه شنبه 30 مرداد 1386
زمان : 05:08
باران....
نظرات |

چشم ها پرسشی بی پاسخ حیرانی ها

دست ها تشنه ی تقسیم فراوانی ها

با گل زخم سر راه تو اذین      بستم

داغ های دل ما جای چراغانی      ها

حالیا دست  کریم  تو برای دل ما

سر پناهی ست  در این بی سرو سامانی ها

وقت ان شد که به گل حکم شکفتن بدهی

ای سر انگشت تو اغاز  گل افشانی ها

فصل تقسیم گل گندم لبخند رسید

فصل تقسیم غزل ها و غزل خوانی ها

سایه ی امن کسای تو مرا بر سر بس

تا پناهم دهد از  وحشت عریانی ها

چشم تو لایحه ی روشن  اغاز بهار

طرح لبخند  تو پایان  پریشانی ها

        (قیصر امین پور)



:: مرتبط با: درد و دل با امام زمان(عج) ,
نویسنده : بنده خدا 3
تاریخ : چهارشنبه 16 خرداد 1386
زمان : 11:06
نویسنده : بنده خدا 2
تاریخ : جمعه 24 فروردین 1386
زمان : 06:04
مهربانترین....
نظرات |

گمان کنم که زمانش رسیده برگردی

به ساحت شب قدر ای سپیده بر گردی

هزار بیت فرج نذر می کنم شاید

به دفتر غزلم ؛ ای قصیده برگردی

زمان ان نرسیده کرامتی بکنی؟

قدم به خانه گذاری؛ به دیده برگردی؟

مزار حضرت مهتاب را نشان بدهی

به شهر سبز ترین افریده برگردی؟

گمان کنم که زمانش... گمان کنم حال

که پلک شاعری من پریده برگردی

نگاه کن به خدا ؛ بی تو زندگی تنهاست

قبول کن که زمانش رسیده برگردی..



:: مرتبط با: درد و دل با امام زمان(عج) ,
نویسنده : بنده خدا 3
تاریخ : پنجشنبه 17 اسفند 1385
زمان : 06:03
بتاب ای افتاب محض
نظرات |

دست ما به دامان نجابتت !ای گستره امید! به ما مجال عاشق شدن و فرصت

 

احیاء در فضای عطش خود را عطا کن . مگر جز امام کسی شایستگی و قدرت این

بخشیدن را دارد؟

این پیله های انجماد را که قرن هاست زمین به دور  باور خویش تنیده  چه کسی

جز منجی قادر به شکستن است؟

این قفس تنگ ماده و این حصار سیاه فراموشی را کدام دست خورشیدی جز تو

قادر به گشودن است؟

ای پاسخ مشترک تمام سوالات !

دریاب این نفس های خسته از خویش را ....بنگر و شفاف تر از ایینه ببین ما را که

شکایت یخ زدگی خویش را به محضر خورشیدی تو اورده ایم.

موعود ترین تبسم اسمان! ما را به اتش انتظار خود احیا کن که می دانیم که

کسی منتظر تر از تو نیست!



:: مرتبط با: درد و دل با امام زمان(عج) ,
نویسنده : بنده خدا 3
تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1385
زمان : 02:01
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.