(دل آرام گــــــیرد به یـــــاد خـــــدای)


داستان کوتاه
نظرات |

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.
خارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند. تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند ،
و بدین ترتیب همدیگررا حفظ کنند.

وقتی نزدیکتر بودند گرمتر می شدند ولی خارهایشان یکدیگررا زخمی
می کرد به همین خاطر تصمیم گرفتند ازهم دور شوند ولی به همین دلیل
از سرما یخ زده می مردند.

ازاین رو مجبور بودند برگزینند یا خارها ی دوستان را تحمل کنند، یا
نسلشان از روی زمین بر کنده شود.

دریافتند که باز گردند و گردهم آیند. آموختند که، با زخم های کوچکی
که همزیستی با کسی بسیار نزدیک بوجود می آورد، زندگی کنند
چون گرمای وجود دیگری مهمتراست.

و این چنین توانستند زنده بمانند....

بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص
را گردهم می آورد ؛ بلکه آن است که هر فرد بیاموزد با معایب دیگران
کنارآید و محاسن آنان را تحسین نماید.

ژان پل سارتر

:: مرتبط با: حکایتهای شیرین ,
نویسنده : بنده خدا 4
تاریخ : دوشنبه 26 تیر 1396
زمان : 08:32
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.