(دل آرام گــــــیرد به یـــــاد خـــــدای)


کاش بشود
نظرات |


کاش می شد خنده را تدریس کرد 

کارگاه خوشدلی تاًسیس کرد

کاش می شد عشق را تعلیم داد 

ناامیدان را امید و بیم داد

شاد بود و شادمانی را ستود 

با نشاط دیگران ، دلشاد بود

کاش می شد دشمنی را سر برید

دوستی را مثل شربت سر کشید

دشمن بی رحمی و اجحاف بود 

دوستدار نیکی و انصاف بود

کاش می شد پشت پا زد بر غرور

دور شد از خود پسندی، دور دور

با صفا و یکدل و آزاده بود 

مثل شبنم بی ریا و ساده بود

از دو رنگی و ریا پرهیز کرد

کینه را در سینه حلق آویز کرد

کاش می شد ساده و آزاد زیست

در جهانی خرم و آباد زیست


:: مرتبط با: اشعار با صفا ,
نویسنده : بنده خدا 4
تاریخ : یکشنبه 23 آبان 1395
زمان : 07:17
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.