(دل آرام گــــــیرد به یـــــاد خـــــدای)


سفر حج
نظرات |

گویند شیخ ابو سعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت كعبه رود. 
با كاروانی همراه شد و چون توانایی پرداخت برای مركبی نداشت، پیاده سفر كرده و خدمت دیگران می كرد. تا در منزلی فرود آمدند و شیخ برای جمع اوری هیزم به اطراف رفت. زیر درختی، مرد ژنده پوشی با حالی پریشان دید و از احوال وی جویا شد. دریافت كه از خجالت اهل و عیال در عدم كسب روزی به اینجا پناه اورده است و هفته ای است كه خود و خانواده اش در گرسنگی به سر برده اند. شیخ چند درهم اندوخته خود را به وی داد و گفت برو.

مرد بینوا گفت: مرا رضایت نیست تو در سفر حج در حرج باشی تا من برای فرزندانم توشه ای ببرم.

شیخ گفت حج من، تو بودی و اگر هفت بار گرد تو طواف كنم به ز آنكه هفتاد بار زیارت آن بنا كنم.


:: مرتبط با: راهنمایان جاده نور ,
نویسنده : بنده خدا 4
تاریخ : یکشنبه 2 آبان 1395
زمان : 07:20
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
رومینا یکشنبه 2 آبان 1395 13:06
آیا کسی از وبلاگت بازدید میکنه؟ با ما در انجمن وبلاگ نویس ها همراه شوید و نام وبلاگتون رو در کنار صدها وبلاگ دیگر ثبت کنید. وبلاگ شما هم دیده خواهد شد
درسا خانمی یکشنبه 2 آبان 1395 11:29
عزیزم دوست داری وبلاگت بشه وب سایت اونم خیلی سریع به سایت من سر بزن منتظرتم
تینا جوون یکشنبه 2 آبان 1395 09:47
سلام عزیزم وبلاگ خیلی قشنگی دارید آیا دوست داری وبلاگت را به هزاران كاربر اینترنت معرفی كنید

همین امروز لینك خود را ثبت كنید تا 1000 بازدید رایگان فقط تا آخر سال دریافت كنید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.