(دل آرام گــــــیرد به یـــــاد خـــــدای)


هنر
نظرات |

یک روزهارون الرشید درحال غضب فریاد برآورد که: 

من،همچون سیلی خروشیده ام،چون به خشم آیم، انسان و گیاه و خانه ها را یکجا بروبم
واز صفحه گیتی محو گردانم!

متخصص گفت:سیل بودن هنر نباشد.

هنر از آن قطرات باران است که خود را به خاک می سپارند
تا گلها و نباتات سر از خاک بدر آورند...



:: مرتبط با: حکایتهای شیرین ,
نویسنده : بنده خدا 4
تاریخ : پنجشنبه 15 مهر 1395
زمان : 08:49
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.