دوشنبه 8 تیر 1388  02:46 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 8 تیر 1388 02:53 ب.ظ
نوع مطلب: از زلال دل ،لطف خدا ،دعا ،


خدایا
!

هر چه بی طلب به ما دادی ،

به ناسزواری ما تباه نکن .

هر چه به جای ما کردی از نیکی ،

به عیب ما بریده مکن .

هر چه نه به سزای ما ساختی

به ناسزایی ما جدا مکن .

آمین .

" منبع : کتاب آتش و بال پروانه _ مسیحا برزگر "

   


نظرات()   
دوشنبه 8 تیر 1388  02:42 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 8 تیر 1388 02:56 ب.ظ

 

بنام خدای دل های اسمونی بچه ها ... 


چند روز به کریسمس مانده بود که به یک مغازه رفتم تا برای نوه ی کوچکم عروسک بخرم . همان جا بود که پسرکی را دیدم که یک عروسک در بغل گرفت و به خانمی که همراهش بود گفت: "عمه جان..." اما زن با بی حوصلگی جواب داد: "جیمی، من که گفتم پولمان نمی رسد
!" زن این را گفت و سپس به قسمت دیگر فروشگاه رفت.

به ارامی از پسرک پرسیدم: "عروسک را برای کی می خواهی بخری؟" با بغض گفت: "برای خواهرم، ولی می خوام بدم به مادرم تا او این کادو را برای خواهرم ببرد." پرسیدم: "مگر خواهرت کجاست؟"

پسرک جواب داد خواهرم رفته پیش خدا،

پدرم میگه مامان هم قراره بزودی بره پیش خدا"پسر ادامه داد: "من به پدرم گفتم که از مامان بخواهد که تا برگشتنم از فروشگاه منتظر بماند. "

بعد خودش را به من نشان داد و گفت: "این عکسم را هم به مامان می دهم تا آنجا فراموشم نکند، من مامان را خیلی دوست دارم ولی پدرم می گوید که خواهرم آنجا تنهاست و غصه می خورد."

 پسر سرش را پایین انداخت و دوباره موهای عروسک را نوازش کرد. طوری که پسر متوجه نشود، دست به جیبم بردم و یک مشت اسکناس بیرون آوردم. از او پرسیدم: "می خواهی یک بار دیگر پولهایت را بشماریم، شاید کافی باشد!" او با بی میلی پولهایش را به من داد و گفت: "فکر نمی کنم چند بار عمه آنها را شمرد ولی هنوز خیلی کم است "من شروع به شمردن پولهایش کردم. بعد به او گفتم: "این پولها که خیلی زیاد است،حتما می توانی عروسک را بخری!"

پسر با شادی گفت: "آه خدایا متشکرم که دعای مرا شنیدی!"

بعد رو به من کرد وگفت: "من دلم می خواهد که برای مادرم هم یک گل رز سفید بخرم، چون مامان گل رز خیلی دوست دارد، آیا با این پول که خدا برایم فرستاده می توانم گل هم بخرم؟"

اشک از چشمانم سرازیر شد، بدون اینکه به او نگاه کنم، گفتم:" بله عزیزم، می توانی هر چقدر که دوست داری برای مادرت گل بخری." چند دقیقه بعد عمه اش بر گشت و من زود از پسر دور شدم و در شلوغی جمعیت خودم را پنهان کردم. فکر آن پسر حتی یک لحظه هم از ذهنم دور نمی شد؛ ناگهان یاد خبری افتادم که هفته ی پیش در روزنامه خوانده بودم: "کامیونی با یک مادر و دختر تصادف کرد" دختردر جا کشته شده و حال مادر او هم بسیار وخیم است." فردای آن روز به بیمارستان رفتم تا خبری به دست آورم. پرستار بخش خبر نا گواری به من داد: "زن جوان دیشب از دنیا رفت." اصلانمی دانستم آیا این حادثه به پسر مربوط می شود یا نه، حس عجیبی داشتم. بی هیچ دلیلی به کلیسا رفتم. در مجلس ترحیم کلیسا، تابوتی گذاشته بودند که رویش یک عروسک، یک شاخه گل رز سفید و یک عکس بود .

   


نظرات()   
شنبه 6 تیر 1388  11:10 ق.ظ    ویرایش: - -

بنام تنها رفیق

فراموشت نکرد ایزد در آن حال/که بودی نطفه ای مدفون و مدهوش

روانت داد و طبع و عقل و ادراک / جمال و نطق و رأی و فکرت و هوش

ده انگشتت مرتب کرد بر کف / دو بازویت مرتب ساخت بر دوش

کنون پنداری ای ناچیز همت / که خواهد کردنت روزی فراموش


پاورقی:

دو سه بار که داشتم خسته میشدم چشم به این شعر افتاده و بیت آخرش رو که خوندم مطمئن شدم خدا هوا مو داره و یه روح تازه گرفتم.

   


نظرات()   
جمعه 5 تیر 1388  03:30 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مفید برای زندگی ،

بنام کسی که تنهاست اما تنها نمیگذارد

  • برای بدست آوردن چیزی که تاکنون نداشته ای باید کسی شوی که تا کنون نبوده ای.
  • همت نردبان عزت است.
  • در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن/ شرط اول قدم آنست که مجنون باشی
  • بنده پیر خراباتم که لطفش دائم است/ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست
  • تنها نیرویی که میتواند غول نا امیدی را از پای درآورد صبر است.
  • می رود عمر و نمی پرسم ز خویش / ره کجا منزل کجا مقصود چیست؟!
  • دریا باش تا اگر کسی سنگی به سمت تو پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوی.
  • بر سر بام ریاست مرو از باد غرور/که تو را عاقبت این باد زبام اندازد
  • حکمت وزیدن باد رقصاندن شاخه ها نیست امتحان ریشه هاست.
  • در دل کاخ مجلل خبر از عشق مجو/این سعادت همه در کلبه درویشان است
  • ای دل اگر عاشقی کنی و جوانی / عشق محمد(ص) بس است و آل محمد(ص)
  • انسانهای بزرگ زاده نمیشوند ساخته میشوند.
  • گلم از خود رهیدن را بیاموز/به سر منزل رسیدن را بیاموز/مجالی تنگ و راهی دور درپیش/به پاهایت دویدن را بیاموز/زمین بی عشق خاکی سرد و مرده است/بهقلب خود تپیدن را بیاموز/جهان جولنگهی همواره زیباست/به چشمانت خوب دیدن را بیاموز.


والسلام

   


نظرات()   
پنجشنبه 4 تیر 1388  11:15 ب.ظ    ویرایش: - -

وگرمـراد نیابــم به قدر وسع بکوشـم
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

   


نظرات()   
پنجشنبه 4 تیر 1388  08:31 ق.ظ    ویرایش: پنجشنبه 4 تیر 1388 08:37 ق.ظ

بسم الله نور

ماه رجب در شرافت به حدّى است که در روایات وارد شده است ، پیامبر عظیم الشأن اسلام صلى الله علیه وآله وسلم پیش از آغاز این ماه براى مردم خطبه خوانده و آنان را براى استقبال از ماه رجب آماده مى‌ساختند  .
در روایات آمده است که ماه رجب، ماه خداست و ماهى در شرافت و عظمت به این ماه نمى‌رسد و جنگ و قتال در این ماه حرام رسول گرامى اسلام صلى الله علیه وآله وسلم فرموده اند : ماه رجب، ماه خداست؛ ماه شعبان ماه من است، و ماه رمضان، ماه امت من است.

هر کسى یک روز از ماه رجب را روزه بدارد، درى از درهاى جهنم بر روى او بسته مى‌شود و اگر کسى تمام روزهاى این ماه را روزه بدارد، تمام درهاى جهنم بر روى او بسته مى‌شود.
در روایت دیگرى است که رجب نام نهرى در بهشت است که از شیر سفید تر و از عسل شیرین تر است؛ هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بدارد، از آن نهر خواهد نوشید.
از حضرت صادق علیه السلام منقول است که پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم فرمودند: ماه رجب، ماه استغفار امت من است؛ پس در این ماه زیاد استغفار و توبه کنید .


لیلة الرغائب

گر چه تمام ماه رجب، نزد خداوند و اولیاء الهی عزیز و ارجمند است اما برخى از اوقات آن، فضیلت ویژه اى دارد مثلا اولین شب جمعه ماه رجب، داراى امتیازى بزرگ است.

پیامبر اسلام(ص) مى فرماید: از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید، فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» مى نامند. چرا که وقتى یک سوم از شب گذشت، هیچ فرشته اى نیست مگر اینکه در کنار کعبه مشرفه آید آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان کند و فرماید: فرشتگانم! هر چه خواهید از من بخواهید.

فرشتگان گویند: بارالها حاجت و خواسته ما آن است که روزه داران ماه رجب را بیامرزى، خداوند متعال فرماید: آمرزیدم. اگر هیچ حادثه اى در ماه رجب رخ نمى داد، باز هم رجب ارزش خاص و ویژگى استثنائى خود را داشت، اما حوادثى در آن به وقوع پیوسته است که موجب شرافت و کرامت مضاعف این ماه شده است.

شهادت امام هادى(ع)، ولادت حضرت امام جواد(علیه السلام)، ولادت مبارک امام على(ع) در خانه کعبه معظمه در سیزدهم ماه رجب و ده سال قبل از بعثت، شهادت حضرت امام کاظم(ع) و بیست و هفتم این ماه، عید مبارکى است چرا که آخرین پیامبر برگزیده الهى حضرت محمد(ص) در این روز از جانب خداى متعال مأمور هدایت مردم و ابلاغ هدایت و رسالت الهى گردید.

امشب شب آرزوهاست . شب امیدها ، دعا کنید و بسیار دعا کنید .

التماس دعا .

 

******

فرشته‌ها آمده‌اند پایین . همه‌ جا پُر از فرشته‌ است.

از كنارت‌ كه‌ رد می‌شوند، می‌فهمی؟

اسمت‌ را كه‌ صدا می‌زنند، می‌شنوی؟

دستشان‌ را كه‌ روی‌ شانه‌ات‌ می‌گذارند، حس‌ می کنی؟

 راستی، حیاط‌ خلوت‌ دلت‌ را آب‌ و جارو كرده‌ای ؟

دعاهایت‌ را آماده‌ گذاشته‌ای؟

 آرزوهایت‌ را مرور كرده‌ای؟

می‌دانی‌ كه‌ امشب‌ به‌ تو هم‌ سر می‌زنند؟

می‌آیند و برایت‌ سوغاتی‌ می‌آورند، پیرهن‌ تازه‌ات‌ را.

خدا كند یك‌ هوا بزرگ‌ شده‌ باشی .

می‌آیند و چهار گوشه‌ دلت‌ را نور و گلاب‌ می‌پاشند.

می‌آیند و توی‌ دستشان‌ دعای‌ مستجاب‌ شده‌ و عشق‌ است.

مبادا بیایند و تو نباشی . مبادا درِ‌ دلت‌ را بسته‌ باشی.

مبادا در بزنند و تو نفهمی .

مبادا...

كوچه‌ دلت‌ را چراغانی‌ كن .

دمِ‌ در بنشین‌ و منتظر باش.

فرشته‌ها می‌آیند .

فرشته‌ها حتماً‌ می‌آیند.

خدا آن‌ سوتر منتظر است.

مبادا كه‌ فرشته‌هایت دست‌ خالی‌ برگردند .

(خانم عرفان نظرآهاری)

 

   


نظرات()   
سه شنبه 2 تیر 1388  02:21 ب.ظ    ویرایش: - -

یادداشتی از طرف خدا

به: شما

تاریخ : امروز

از: رئیس

موضوع : خودت

عطف به : زندگی

 

من خدا هستم.

امروز من همه مشكلاتت را اداره میكنم .

لطفا به خاطر داشته باش كه من به كمك تو نیاز ندارم.

اگر در زندگی وضعیتی برایت پیش آید كه قادر به اداره كردن آن نیستی برای رفع كردن آن تلاش نكن .

آنرا در صندوق ( چیزی برای خدا تا انجام دهد ) بگذار .

همه چیز انجام خواهد شد ولی در زمان مورد نظر من ، نه تو .

وقتی كه مطلبی را در صندوق من گذاشتی ، همواره با اضطراب دنبال (پیگیری) نكن .

در عوض روی تمام چیزهای عالی و شگفت انگیزی كه الان درزندگی ات وجود دارد تمركز کن .

ناامید نشو ، توی دنیا مردمی هستند كه رانندگی برای آنها یك امتیاز بزرگ است.

شاید یك روز بد در محل كارت داشته باشی : به مردی فكر كن كه سالهاست بیکار است و شغلی ندارد .

ممكنه غصه زودگذر بودن تعطیلات آخر هفته را بخوری : به زنی فكر كن كه با تنگدستی وحشتناكی روزی دوازده ساعت ، هفت روز هفته را كار میكند تا فقط شكم فرزندانش را سیر كند .

وقتی كه روابط تو رو به تیرگی و بدی میگذارد و دچار یاس میشوی : به انسانی فكر كن كه هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشیده .

وقتی ماشینت خراب میشود و تو مجبوری برای یافتن كمك مایل ها پیاده بروی : به معلولی فكر كن كه دوست دارد یكبار فرصت راه رفتن داشته باشد .

ممكنه احساس بیهودگی كنی و فكر كنی كه اصلا برای چی زندگی میكنی و بپرسی هدف من چیه ؟ شكر گذار باش .

در اینجا كسانی هستند كه عمرشان آنقدر كوتاه بوده كه فرصت كافی برای زندگی كردن نداشته اند .

وقتی متوجه موهایت كه تازه خاكستری شده در آینه میشوی : به بیمار سرطانی فكر كن كه آرزو دارد كاش مویی داشت تا به آن رسیدگی كند .

***

ممكنه تصمیم بگیری لینك این مطلب رو برای یك دوست بفرستی : متشكرم از شما ، چون این امکان هست در مسیر زندگی آنها تاثیری بگذاری كه خودت هرگزنمیدانستی ...

 

منبع : وبلاگ یه دوست .

   


نظرات()   

.:دلها بیاد خدا آرام میگیرد:.

با خدا باش پادشاهی کن---بی خدا باش هرچه خواهی کن